حدیث روز
امام علی (علیه السلام) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۲ بهمن , ۱۳۹۹ 8 جماد ثاني 1442 Thursday, 21 January , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 80 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 5 تعداد دیدگاهها : 2×
نقش دین در زندگی
14 آبان 1399 - 14:12
شناسه : 531
0

ادعای دین: هنوز خداست که می تواند مارا نجات دهد. راه خروج از بن بست مراجعه به دین و خداست. نیازهای آدمی جز با دین و خداباوری برآورده نمی شود. دین با فطرت انسان هماهنگ است. نیازهای آدمی به دین تأمین نخواهد شد. تحمل به تنهایی کافی نخواهد بود. نظم و ترتیب دنیا از طریق […]

ارسال توسط :
پ
پ

ادعای دین:

هنوز خداست که می تواند مارا نجات دهد. راه خروج از بن بست مراجعه به دین و خداست. نیازهای آدمی جز با دین و خداباوری برآورده نمی شود. دین با فطرت انسان هماهنگ است. نیازهای آدمی به دین تأمین نخواهد شد. تحمل به تنهایی کافی نخواهد بود.

نظم و ترتیب دنیا از طریق دین امکانپذیر است. چاره ای جز مراجعه به دین نیست. بی دینی بیماری است. معنویت دینی تنها نقطه امید برای تحول اجتماعی است. چاره جز مراجعه به دین نیست.

درخشان ترین فیلسوفان امروزه برخلاف دوران قبل خداباورند. ولذا در گذشته انحطاط بود. آینده به سمت دینی شدن است.

راهکار اسلام برای خروج از بن بست :

انسان ذاتاً بی نهایت طلب است. یعنی جاودانگی انسان. دعا کردن با عمل کردن به آن اثر دارد.

دو بخش تمدن: حقیقی و ابزاری

حقیقی بودن سبک زندگی اسلامی. اصل قضیه اصلاح تمدن است.ارزش های اسلامی – باورهای اسلامی. توضیح ارزش های اسلامی: یک روش زندگی برای انسان است.

حاکمیت خدا = عدالت اجتماعی – ریشه کنی فقر. تأمین هویت ملی – سلامت جسمی و اخلاقی

بستر سازی عبودیت

پیاده سازی اعتقادات توحیدی : دیدن دست خدا در زندگی

حیات طیبه و معنوی – زندگی عقلانی – زندگی اختیاری که با حیوان تفاوت دارد.حیات نباتی و حیوانی .حیات طیبه حیات چهارم است.حیات حیوانی احساس دارد.قرآن نور زندگی انسان است.عمل به قرآن باعث آرامش و شادی می شود.نزدیکی به خدا – زندگی شاد.قرآن و عمل به آن.غلبه بر دشمنان از طریق معارف قرآنی بدست می آید.با تغییر ذهن می توان به نتیجه دلخواه دست یافت.

درس ۲

 سبک زندگی آیه و اتو البیوت ابوابها

قرآن بصورت کلی می فرماید هرکاری راهی دارد و باید از راهش وارد شد. انسان اگر از راهش برود به نتیجه می رسد و لغزشی در کارش نیست و اگر هم باشد می تواند دوباره برگردد به راه اصلی. دعا کردن هم یک باب دارد و حتی اگر بخواهد سالهای سال دعا کند ممکن است دعایش مستجاب نشود و چون خداوند برای دعا کردن راهی را گذاشته که ما باید آنرا انجام دهیم.

با توجه به آیه وأتوالبیوت ابوابها در می یابیم که هر کاری را باید از راهش وارد شویم تا بتوانیم به نحو احسن به سرانجام برسانیم. در غیر اینصورت دچار لغزش شده و از هدف دور می شویم. دعا هم اینگونه است، باید از راه مشخص وارد شده و دعا کنیم مستجاب گردد.

شیطان خطا رفت و ۴ هزار سال سجده اش مورد قبول واقع نشد. چون تکبر ورزید. عمل به گفته قرآن راه نجات ماست.

دو راه برای نجات از فقر و نداری وجود دارد: راه عملی و فکری

قدم اول ایجاد تغییر فکری می باشد. تغییر نفس و تغییر ذهن گام دوم تقوا پیشه کردن است. طبق آیه قرآن والله لایتغیر  تغییر تفکر و ذهن منوط به خواست افراد است. یعنی تا قومی نخواهد سرنوشت اش تغییر نخواهد کرد. اگر نیت قوی باشد منفعتی وجود ندارد. نگاه مثبت = موفقیت

ای برادر تو همه اندیشه ایی       مابقی خود استخوان و ریشه ایی

یعنی تو همانی که فکر می کنی. تو آنی که در بند آنی

فکر گناه به مرور زمان جامع عمل می پوشد. قدرت ذهن زیاد است. شکر نعمت بزرگی است. شکر نعمت نعمتت افزون کند.بدترین بیماری با حسن ظن شفا می یابد. بخشش باعث فزونی مال است.

جلسه چهارم سبک زندگی ( استاد فتحی )

بین ذهن و خارج رابطه مستقیم وجود دارد. تغییر زندگی خارج منوط به تغییر نفس ماست. نیت، یقین و ایمان مثبت = زندگی مثبت

گاهی اوقات کاری از دستتان بر نمی آید سعی کنید خودتان را شبیه آن کنید، یعنی اگر صبور نیستید ادای صبوران را در بیاورید.

تفعل به بد نزنید، تفعل به خیر بزنید. تکرار هر کاری که برایتان سخت است، به مرور انجام آنرا برای شما آسان می کند. فال خوب بزنید چون مؤثر واقع می شود. انتظار هرچیزی داشته باشی پیش خواهد آمد.

فال بد میزنی، تفعل و تطهیر نفس صاحب کلام، تأثیرگذار است. اثر فال بد را جدی بگیری برای شما رخ می دهد و بالعکس. (هرچه هست از درون ماست) بدبختی از درون ماست. شکست و پیروزی در درون ماست.  فکر خوب. اگر بیماریم بگوییم که بیماری کفاره گناه است خدا را شکر.

إن الله لا یتغیر بقوم حتی یتغیر ما بأنفسهم

طلب عافیت. ترس حضرت یعقوب از دریدن یوسف توسط گرگ به وقوع پیوست.هرچه بخواهیم همان می شود. هرچه هست از قامت ناراست بی اندام ماست.

جلسه چهارم

آثار تقوا

۱-خروج از بن بست و رزقی که گمانش را نمی بریم. خروج از بن بست فقط از راه دین و پیشه کردن تقوا ممکن است. هرکس از خدا بترسد و تقوا پیش گیرد خداوند از جایی که فکرش را گمان نمی کند، او را روزی می دهد.

مقید به نماز اول وقت – تقوا = دیدن دست خدا

۲- اثر تقوا برکت آسمان و زمین است.

۳- از تقوا = خدا آنچه دوست دارد به او می دهد. ضمانت خدا بر تغییر از مکروه به محبوب

۴-اطاعت دنیا و آخرت از او = رسیدن به بهشت خداوند

۵-برآورده شدن نیازهای واقعی . آرزوهای واقعی که خداوند صلاح می داند. نیت درست باشد زندگی بیرونی درست می شود.

۶-تشخیص مصلحت و حفظ انسان – تمییز حق از باطل. تصمیم گیری درست بر سر دوراهی ها. اگر تقوا نباشد به دنبال حق هم باشید، نمیرسید.

بدون تقوا به باطل می رسیم. معاویه روی علی شمشیر می کشد، خوارج هم . گناه در شناخت مؤثر است یعنی تأثیر منفی دارد.

۷-رایطه اعمال حسنه و سیئه با حوادث. گناه = خرابی اعتقاد. هیچ نعمتی از تو گرفته نمی شود مگر خود عامل آن بشوی.

همه بدبختی ها به دست خودمان است. انفاق تا هفت نسل بعد تأثیر گذار است.

جلسه ۵

عذاب و عقاب

نعمت گرفته نمی شود مگر به خاطر گناه.تقوا عذاب را بر می دارد. با حرکت به سمت خدا گرفتاری و بدبختی آغاز می شود = امتحان خدا اگر شروع نشود تقوا آغاز نشده. شرکت در کنکور یعنی امتحان بدهید.

قدم اول گناه را سر بزنگاه ترک کنید.

من یتق الله شروع شود : شروع بدترین سختی هاست. زمانی که چیزی حرام می شود، وسوسه به آن بیشتر می شود = امتحان الهی

و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شی ء أمره.

تا نیت درون تغییر نکنه بیرون تغییر نمی کنه. تقوا پیشه شود = یا حاجت روا می شود یا آرامش می یابد. دل کندن مقدمه رسیدن است.

اگر تقوا پیشه کنید، به دنیا پشت کنید به آرزوهای فطری می رسید.

امام علی (ع) : کسی که از دنیا دل بکند، دنیا خودش سراغ او می آید. اگر رو به دنیا (مخالف فطرت) کنی از تو رو می گرداند، اگر نه بالعکس. ابراهیم وقتی به اسماعیل رسید که ذبح کرد او را. اگر در شرایط گناه دل بکنی، می سرسی. زلیخا از یوسف دل کند، رفت به سمت خدا، آنوقت به یوسف رسید. دل کندن مقدمه رسیدن به آرامش است.عبادت در ادیان دیگر راحت تر است، چون چون وسوسه ها کمتر است. عبادت برای سنی و مسیحی راحت تر از شیعه است، ولایت را پذیرفتی امتحان شروع می شود. سختی ها شروع می شود. شیطان در کمین رهروان راه حق است. سنی و مسیحی بودن دلیل نیست، دلیل امتحان شدن است. حق بسیار سنگین است. شیطان موکل شیعیان است. آمریکا با ایران کار دارد، با عربستان کاری ندارد. ادعای تقوا و پرواز کردن، نتیجه اش همین است. در ظاهر شیعه بدبخت است، در باطن خوشبخت. شیطان در کمین است، عبادت سخت تر است. گناه و ثواب مراتب دارد، بسته به آدم فرق می کند. پاداش مؤمن در آخرت است، جزای مؤمن در دنیاست تا پاک شود. برای کافر عکس است. پاداش و مال زیاد کافر باعث گرفتاری بیشتر آنهاست. با هرچه دلت خواست مخالفت کنی = با هوای نفس مخالفت کنی به هدف می رسی. در ظاهر وضع کفار بهتره، باطناً اینگونه نیست. بدون یاد خدا به آرامش نمیرسیم.

ألا بذکرالله تطمئن القلوب

نیست، ایمان، عملکرد = رسیدن به هدف

کسی که فقط بهره دنیا را می خواهد، فقط دنیا را به او می دهیم نه آخرت را. نیت درست، اعتقاد درست، عمل هم درست بشود. بلاها، مصیبت ها به خاطر گناهان ماست. با توبه اثر گناه از بین می رود و در نتیجه گرفتاری کمتر می شود.

فقر و مصیبت و گرفتاری ائمه با ما فرق می کند. دو نوع فقر داریم: ثواب به خاطر فقر – عقاب به خاطر فقر فقیر می شود چون به ثواب برسد. فقیر می شود تا عقاب شود. به امام حسین (ع) گفت: خدا می خواهد تو را کشته ببیند.

اولی فقر اختیاری است، شکر هم می کند. شاکی نمی شود. فقری که ناله کردی و عقاب شدی در اثر کفران نعمت است. بداخلاق می شوی، عصیان می کند. شکایت زیاد می کند. به قضا و قدر راضی نیست. فقر پیامبر نشانه رضایت اوست. خدا اولیاء را به مصیبت گرفتار می کند تا درجه شان بالا رود. جزا می دهد بدون اینکه گناهی مرتکب شوند.

جلسه ۶

تفعل به خیر بزنید. بین نیت، واقع و جسم رابطه است. باور غلط می تواند دیگران به فساد بکشاند.

علامات تقوا:

۱-صدق حدیث، راستگویی مهم است. نماز و روزه مهم نیست. دروغ گفتن نشان از نیت نا پاک است.

بین ذهن و نیت و دروغ گفتن رابطه است. پیامبر فرمود : راستگویی انسان را به مقام ابرار می رساند. بِر ایجاد می شود، ایمان می آوری و وارد بهشت می شوی. دروغ انسان را فاجر می سازد و به جهنم می برد.

کلید تمام ناپاکی ها دروغ است. اثر دروغگویی از شراب خوردن و ربا خواری و زنای با محارم در خانه کعبه بیشتر است.

صدق حدیث با راستگویی حاصل می شود. راستگویی عامل حسن خلق است. نماز و روزه باید از قلب پاک باشد. این هم محقق نمی شود مگر با رزق حلال. اگر انفاق نکنی به بِر نمی رسی. اگر به بِر نرسی به صدق نرسیدی. به صدق هم نمی رسی مگر روزی حلال باشد.

رزق حلال نباشد، هیچ چیز حاصل نمی شود و نماز هم قبول نیست.

۲-اداء امانت

وعده می دهی که از پس آن بر نمی آیی. دروغ گفتی پس از شراب خوار، زنا کار و ربا خوار هم بدتری.

کل دین صدق الحدیث است. پس معیار دین صدق الحدیث است. آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند. مال حلال محقق نشود، صدق الحدیث محقق نمی شود.

مال حلال یعنی ۸ ساعت کار کنی و پول ۸ ساعت را بگیری. خمس بدهی، زکات بدهی. مال حلال مشروط به انفاق است. لن تنالوالبر حتی تنفقو مما تحبون.

اکتفا صرف به واجبات مارا به هدف نمی رساند. حب مال باید از بین برود. اگر خدا را مالک بدانیم راحت می توانیم انفاق کنیم.

انفاق و بخشش از مکارم اخلاق است. مسیر شیعه شدن انفاق است. ذهن درست می شود. مال حلال و شیعه واقعی می شود. دروغ هم نمی گویی.

از جهنم قطعاً دور خواهد شد کسی که با تقواترین است، کسی که انفاق می کند و صادق است. هر کس تقوا پیشه کند خدا برای او مخرجی قرار می دهد.

تمرین انفاق: احساس ثروت و تمکن، احساس دارایی همان و دارا شدن همان. وقتی فقیر و بی چیز شدی با خدا تجارتت کن. انفاق کن تا مالت زیاد شود. رابطه تلازم است.

احساس تمکن اعتماد به نفس را بالا می برد، آرامش بالا می رود. اعتماد و عزت نفس غوغا می کند. مادر و ریشه گناهان پستی نفس است. عدم اعتماد به نفس .

انفاق = ۱-احساس کرامت در اثر انفاق ۲-احساس خیرخواهی و دلسوزی ۳-احساس قدرت

جلسه ۷

با توجه به جلسه قبل که راه آسان شدن انفاق را بیان کردیم می پردازیم به اینکه ملاک اول تقوا انفاق مال است. و انسان مقید نباید خود را مالک مال یا چیزی بداند بلکه مالکیت فقط مال خداوند است و بس و ما انسانها طبق دستور خداوند و قرآن باید به آن عمل کنیم و اگر تکیه به خداوند کنیم هم احساس دارایی و هم احساس کرامت می کنیم.

در مورد اول که قبلاً توضیح داده شد اما در مورد کرامت اینکه کرامت از کریم و بخشش میاد. یعنی اینکه انسان بخشش را از خداوند که کریم است یاد می گیرد و انسان با تقوا خیر زیاد خودش را کم می بیند و خیر کم دیگران را زیاد.

همیشه هم شکرگزار است و این نوع انفاق کردن اثرات دیگری مانند احساس خیرخواهی و دلسوزی، احساس رحیم شدن را دارد. با دلسوزی و رحیم شدن می شود نیاز دیگران را برطرف کرد و ازین طریق رحم و دلسوزی می توانیم قدر خداوند و یا پدر و مادر خود را بدانیم و هم به بچه های خود بیاموزیم و این را در زندگی خودمان پیاده کنیم و با ادامه دادن این مسیر روابط مستحکم تر می شود و انسان احساس قدرت می کند و شهوت کم می شود. به دیگران احساس نیاز نمی کند و اگر برعکس انسان احساس انفاق نکند، احساس ضعیف بودن می کند و شهوتش زیاد می شود و حریص هم می شود و از خداوند دور می شود و به گناه نزدیک می شود و اساس گناه هم سستی نفس است و عزت نفس ندارد.

اثر انفاق:

۱-نزدیکی به خداوند ۲-برطرف کردن نیاز دیگران

شرایط انفاق : ۱-مالی را که دوست داریم و رغبت می کنیم باید انفاق کنیم که اثر داشته باشد ۲-مالی را که دوست نداریم ارزش ندارد و اثر منفی دارد.

انفاق دو جهت دارد : ۱- غذای جسم ۲- غذای روح

۱-در مورد اولی اینکه مالی را که دوست دارید انفاق کنید تا به درجه بِر برسید.

۲-انفاق از مال حلال باید باشد وگرنه اثری ندارد.

۳-انفاق باید احترام آمیز باشد که انفاق با احترام اول به خدا می رسد بعد به فقیر. انفاق ترحمی اثر آن را از بین می برد. فقیر هدیه خداوند است و این هدیه را برای غنی فرستاده و باید هدیه را قبول کنیم تا حاجتمان برآورده شود. نگاه نباید نگاه منفعتی و ترحمی به فقیر باشد.

امام صادق (ع) فرمودند: چون غنی یک کار انجام می دهد اما فقیر دوتا کار، یک اینکه لطف می کند مال غنی را قبول می کند دوم اینکه باعث می شود گناه و معصیت از غنی دور شود و وقتی گناه و معصیت از غنی دور شود هم مالش زیاد می شود و هم فضل خدا شامل حالش می شود و اینان متقین هستند که بهشت را برای خود می خرند و با انفاق کردن حالت سرور و شادی و وسعت زندگی نصیبشان می شود و غم و اندوه و تنگدستی از آنها دور می شود.

انفاق کردن مال باید فقط مال خود شخص باشد نه از طرف زن یا پدر و مادر . یک سوم مال خود را به فقیر بدهیم، همه اینها یعنی در راه خدا و برای رضای خدا و با خدا معامله کردن است. حتی در حال تنگدستی هم باید انفاق کنیم. باعث می شود که خداوند چند برابر مال را برگرداند. چون همانطور که قبلاً گفته شد انسان نباید خود را مالک بداند و ما نماینده از طرف خداوند هستیم و خداوند رزاق است. بنابراین اگر انسان خدا را مالک بداند راحتتر انفاق می کند و اگر راحتتر انفاق نکند ایمان آن ضعیف است.

مؤثرترین راه برای بدست آوردن ثروت و نجات از فقر انفاق است و هرچه انفاق کنیم خداوند جایگزین می کند و توکل به خداوند بیشتر می شود و اعتماد و یقین و باور هم به خدا بیشتر می شود و به نفع ما است و گناهان ما پاک می شود و در اصل با انفاق به خودمان کمک کردیم. یعنی با صدقه و انفاق مال خودمان را زیاد کردیم و هم اینکه انسان به کمال می رسد، چون انفاق با رشد رابطه دارد.

اثر انفاق کردن از طرف خداوند : جذب قلب ها – محبت و امنیت را بیشتر می کند. اثر انفاق نکردن از طرف شیطان : فقیر می شویم و به سمت فحشا می کشاند.

درمان فقر با صدقه دادن درمان می شود و هر چیز کلیدی داردو صدقه هم کلید خوبیهاست و هرکاری راهی دارد. کلید روزی، صدقه دادن است. صدقه مال را زیاد می کند و برکت هم می دهد. هر صدقه شیء عجیبی است و بالاتر از نماز شب و حتی بالاتر از آن. هرچه می توانیم صدقه دهیم و بهتر است با دست خودمان بدهیم.

اگر انفاق نکنیم دچار مشکلات می شویم: از دست دادن مال – به گناه کشیده شدن – به راه حرام رفتن. انفاق کردن شفای جسم و دوای درد است و هیچ چیز سریعتر از اجابت کردن خداوند جز صدقه دادن نیست .

 جلسه ۹

دین برای خوشبختی در دنیا و خروج از بن بست ها دو راهکار ارائه داده :

  1. تغییر درون که مربوط به باور و اعتقاد و نیت و گفتار می شود.
  2. عمل بیرونی

قاعده کلی دین این است که کسی تقوا پیشه کند از بن بست خارج می شود. تقوا مصداق دارد و برترین مصداق آن است که کسیکه صدق داشته باشد بهشتی است و به مقام ابرار می رسد و با این بقیه کارها درست می شود.

کسیکه خمس ندهد هر تصرف در مالش حرام اسا و اگر هم زکات داده باشد باز هم حلال نیست. یکی از بهترین راه ها برای توبه انفاق کردن است. انفاق کردن مال را طیب و طاهر می کند. صدقه رفع غم و اندوه می کند. راه رسیدن به عبودیت و تقوا انفاق کردن است.

عمل بیرونی : ۱-صدق ۲-انفاق

فقر درجه ای است که از آن حاجت و نیاز یافت می شود. غنی یا ثروتمند آن است که بیش از حد کفاف داشته باشد و انسان آرامش ندارد و محبش نسبت به پیغمبر کم می شود. حد کفاف هم در زمانهای مختلف فرق دارد و طبق همان سال بررسی می شود و به درجه متوسط می گویند و بشر در حد کفاف روی رستگاری را خواهد دید.

معیار حد کفاف متوسط مردم که اکثراً هستند با بازدهی زیاد و برداشت کم زهد محقق می شود. یعنی انسان زاهد می شود. خداوند ثروت را در اختیار انسان به صورت امانت گذاشته که به نیازمندان کمک کند و خودش هم در حد کفاف و متوسط استفاده کند و اگر غیر از این باشد حرام است و اشکال دارد و تقدیر در معیشت یعنی در حد کفاف و متوسط داشتن  و فوق کفاف را منع کرد.

امام صادق (ع) به فرزندش فرمودند: هر کس که اکتفا کند به حد کفاف به آرامش می رسد و رها نکن دینار را که روزی محتاج باشید. مؤمن برادر مؤمن است و حد کفاف حلال است و فوق کفاف حق دیگران است که باید به دیگران بدهیم. آت الذکات : زکات واجب است.

آت المال : انفاق مستحبی و با زکات فرق می کند. مؤمن به مؤمن هفت تا حق واجب دارد :

۱-مواسات داشته باشند در هرچیز که جایز باشد. مواسات و مساوات انجامم دهند و اگر انسان از مال دل بکند و انفاق کند برکت می آورد.

۲-مواسات در حد کفاف باید انفاق کنیم. حق برادران دینی است و لازم است انجام دهیم.

۳-زکات مستحبی است فوق حد کفاف

جلسه ۱۰

آیاتی وجود دارد نسبت به مواسات و اینکه غیر از خمس و زکات واجب به حق دیگری در اموال انسانها است که آن واجب است و باید پرداخت شود.

مهمترین چیز از مال حلال از ۷۰ جزء عبادت ۶۹ تا مال حلال و یا از ۱۰ جزء ۹ تا مال حلال است. یعنی ۸ ساعت کار کند و به اندازه پولی که می گیرد باید کار کند. بعد از یکسال مال اضافی زکات تعلق می گیرد و با پرداخت آن حلال می شود. بِر : ایمان به خدا و و به معاد و ملائکه و کتاب نیز هست. آت الذکات : زکات واجب آت المال : زکات مستحبی .

اگر چنین زندگی داشته باشیم مردم مطلقاً محتاج نخواهند شد. برکت زمین آسمان جاری می شود و مردم بی نیاز می شوند. حق بر مؤمن واجب است. آن چیزی که خداوند واجب کرده در مال غیر از زکات یعنی انفاق مستحبی واجب. زکات باطن : یعنی از برادرت آنچه را که بیش از آن به خودت نیازمند است دریغ نکن.

صله رحم : با دیدن فقرا و رفت آمد با آنها مشکل شان را برطرف کنیم یعنی انفاق کنیم.

حق المعلوم : مالی را که بدست می آوریم یا هر روز یا هر هفته و یا هر ماه یعنی دائم و ادامه دار باشد. اگر کسی فقیر باشد و طرف دیگر غذا داشته باشد  و فقیر احتیاج به غذا داشته باشد می تواند به زور از آن بگیرد و بر آن واجب است به آن فقیر بدهد چون مالکش نیست. خداوند می فرماید حد کفاف برای خودت و بقیه اش را به فقیر بدهد و در حد اضطرار فقیر می تواند حتی با دعوا و کشتن بگیرد و اگر کشته شود خونش هدر است.

اسلام مردم را به شکیبایی در برابر ستمگری و ناکامی و تحمل زیانهای احتمالی نمی خواند و مردم را به مبارزه و ایستادگی در برابر ستمگریهای چه سیاسی و چه اقتصادی دعوت می کند.

مستحب واجب : ائمه فرمودند : این انفاق مال منظور از زکات واجب نیست. مال دیگری را نباید انفاق کنیم. یعنی مالی را که دوست داریم. صله رحم جزء زکات واجب نیست. این زکات را مخفیانه انفاق کنیم. مرد بر خودش واجب می کند بپردازد و آنرا به اندازه وسع و طاقتش به اندازه ایی می دهد که نیاز فقیر برطرف شود و یا خرج از دوش خویشاوندان و محرومان بردارد و اگر ندهد حق فقیر را بجا نیاورده. اگر به فقیر کمک نکردیم و فقیر در نابسامانی بماند و در سختی بیافتد این بخاطر اینست که غنی حق المعلوم فقیر را نداده . گرسنگی یک شخص نتیجه بی ایمانی یک شهر است و خداوند رحمت به آن شهر نمی دهد و مال و ثروت در خطر است.

اگر هر یک از مؤمنین ما کمکی به فقرا نکنند خیانت کرده اند به خدا و پیغمبر. یعنی مؤمن برای برطرف کردن مشکل فقرا باید تمام تلاشش را بکند و احساس همدردی کنیم. مواسات یعنی مال خود را با فقرا نصف کردن .

هر خانه ای که بیش از حد نیاز ما باشد در قیاممت به بدترین وجه عذاب می بیند و به جهنم می رود و در این دنیا همه چیزش حرام است.

پیغمبر فرمودند : هر کسی که هرچه دلش می خواهد در این دنیا انجام بدهد خدا نگاهش نمی کند.

مقام رهبری فرمودند : فرزندان شهیدان و مسئولین آنطور نباشد که هم از همه امکانات رفاهی استفاده کنند و یه وقتی هم با امکانات کم و حتی بدون امکانات باشد.

جلسه ۱۱

آثار حد کفاف : مرز بین ثروت و فقر

حصرت عیسی (ع) فرمودند : دینار درد دین است و درد است برای دین. عالم طبیب دین است و طبیب درد را بخواهد دور کند به سمت خود می کشد. دینار و درهم مردم را به طرف خود می کشد و آنها را منحرف می کند .

(نهج البلاغه)

دعای پیغمبر از خداوند: به محمد (ص) و آل محمد و دوست داران محمد در حد کفاف مال و ثروت بده . خدایا من از تو درخواست معیشت حسنه یعنی حد کفاف، تقدیر نیکو و مقداری که بتوانم به فکر آخرت باشم.

اولین مورد ثروت : طغیان، شقی و اندوه را به دنبال دارد.

دومین مورد ثروت : راحتی اش منظم نیست. حرص و طمع دارد و حرص و طمع هم کلید بدبختی هاست و هرچه ثروت بالا رود معنویت کم می شود و بیشتر به طرف دنیا می رود و آرامش ندارد و دائم نگران است و احساس فقر می کند و عقل و دین هم ندارد و سلامتی هم شامل حالش نمی شود و از خداوند و پیغمبر دور می شود و روز قیامت باعث بدبختی آن می شود.

حد کفاف :

راحتی اش منظم است و به اوج آرامش می رسد. جان جدیدی می گیرد و قنائت می کند و معنویت بالا می رود و دنیا خودش به دنبال او می آید. سلامتی و عقل هم دارد و همیشه قانع و احساس بی نیازی می کند و از گناه دور می شود و به مرحله زهد می رسد. یعنی انسان زاهد می شود و انسان زاهد هم شکرگزار خداوند است و هم دینش تقویت می شود و از مال دنیا دل می کند و بیشتر به سمت معنویت می رود و پیغمبر را هم دوست دارد و پاکیزه ترین زندگی یعنی بهشت و شجره طیبه برای او مهیا است.

جلسه ۱۲

بین درون و الفاظ رابطه وجود دارد. برترین مصداق تقوا : ۱-انفاق ۲-حد کفاف ۳- حق پذیری و حق گویی

بِر به والدین از جمله آنها استغفار است. استغفار آثار دارد : ۱- گناهی را که کرده پاک می شود و با پاک شدن گناهان مصیبت هم نمی رسد. ۲- پیشگیری از عذاب الهی ۳- افزایش روزی ۴- ازدیاد فرزند ۵- زندگی خوب و نیک و نیاز انسان برطرف می شود. ۶- دفع هم و غم

به فرموده آیت الله بهجت : برجسته ترین ذکر استغفار است که بالاتر از هر گنج و جواهر است و صیقل دهنده روح است.

موانع در رزق- برآورده شدن حاجات- رفع مشکلات – درمان مریضی ها … همه از آثار استغفار است.

ذکر : ولا حول و لا قوة الا با الله……… : هیچ حول و قوه ایی نیست مگر خداوند. همه کاره خداوند است. آثار این ذکر عبارتند از : رفع هم و غم- زندگی بیرونی را درست می کند – فقر را از بین می برد- این ذکر امان امت است. مال انسان را زیاد می کند و جلوی شدت و سختی را می گیرد و مریضی را هم درمان می کند.

نماز اول وقت : آن موقعی که اذان شروع می شود، نماز اول وقت شروع می شود. این جزء محبوب ترین اعمال است و باید مداومت باشد و پیش خداوند بهترین عمل است. واجب ترین واجب بِر به والدین است و حرام ترین حرام، آق والدین است و نماز اول وقت از بِر به والدین هم بالاتر است که عاقبت به خیری و زیاد شدن روزی را به دنبال دارد و همچنین انسان به مقام عالی می رسد و دعایش مستجاب می شود. اگر ما به عهد خداوند وفا کنیم، خداوند هم به عهدش وفا می کند.

اگر کسی دو خصلت یعنی نماز اول وقت و مواسات را داشته باشد با او رفاقت کنیم. این شخص شیعه است. اگر کسی این دو  را نداشته باشد از او فرار کنیم. نماز اول وقت شاه کلید همه گرفتاریهاست. غم و اندوه را از بین می برد و موقع مرگ راحت میمیرد. بفرموده علماء نماز اول وقت کلید همه مشکلات است. اگر کسی عمداً نماز اول وقت را به تأخیر بیندازد هم عقاب و هم عتاب دارد. حق ندارد کسی این کار را بکند مگر کسیکه عذر داشته باشد یعنی پیری زیاد و انسان مریص.

درس ۱۳

روابط خانوادگی با مقدمات:

خواستگاری کردن- ازدواج کردن- حجاب داشتن و دلایل حجاب و ضرورت حجاب- کار کردن زن- درآمد زن- تأمین نیازهای مرد و زن.

وضعیت غرب و فمینیسم: آیینی که طرفدار گسترش نقش زنان در جامعه است. یعنی زنان باید به فرصت و امکانات مساوی با مردان در تمام زمینه ها چه سیاسی چه اجتماعی چه اقتصادی و فرهنگی باید دست پیدا کنند. گاهی به آن جنبش هایی که اینچنین اعتقادی را نهانیده می کند فمنیسم گفته می شود.

ارزش زن در غرب در سال ۵۸۶ میلادی یعنی ۱۴۰۰ سال قبل همزمان با اسلام در فرانسه کنفرانسی بر این پایه برپا شد که آیا زن انسان است یا حیوان ؟ نتیجه این شد که زن انسان است ولی برای خدمت به مردان آفریده شده و بدنبال آن آیا زن روح انسانی دارد یا نه؟ گفته شد که روح دارد ولی برای خدمت به مردان خلق شده و روح حیوانی دارد.

در سال ۱۸۷۹ میلادی زنان در غرب قدرت و هویت مستقلی نداشتند، زن را به اسم شوهرش می شناختند، حق رأی و حق مالکیت هم نداشتند. هنگام تولد بچه های خود حق نگهداری نداشتند. مردها هم هیچ وظیفه ای نسبت به زنان و فرزندانشان نداشتند.

در جنگ جهانی دوم که اکثر مردها کشته شدند و چون تعداد زن ها بیشتر شد، زنان تظاهرات کردند که قانون تعدد زوجات که در اسلام است را در آلمان خواستار شدند و دولت مخالفت کرد و زنها شروع به فساد و شورش کردند و حقوق و ارزش شان پایمال شد. در نهایت برای اعتراض از ظلم در مجلس درخواست حق رأی شدند و بعدها مثل مردها کار و حقوق یکسان داشته باشند.

بعد از فمینیسم ، کمونیست همان نظر را در مورد زنان ، حتی بدتر از آن را داشتند که زن را وارد همه مسائل کردند و از مادر شدن و ازدواج کردن منع کردند و عقیده داشتند که زن باید مجرد بماند. چون اگر ازدواج کند ضعیف و تحت سلطه مرد در می آید.

ولی اسلام برخلاف غرب به زنان آزادی داد، نه بعنوان سوء استفاده بلکه در جاهای واقعاً نیازمند و ضروری استفاده شود. نه بعنوان مرد در بیرون خانه بلکه در حد توانایی زن و مقید به دین اسلام باشد. با تمام تبلیغات در غرب زنها و مردها هم هر کدام به فطرت خود بر می گردند و اگر تبلیغات نباشد، مرد و زن سر جای خود قرار می گیرند.

جلسه ۱۴

یکی از متفکران بزرگ به نام راسل عقیده داشت که چرا زن باید محدود باشد. در مسیحی ها هم قانونن غلط رسم بر این بود که مرد می تواند با هر کسی که می خواهد رابطه داشته باشد و به طلاق اعتقاد نداشتند و می گفتند خواست خدا است باید تحمل کنند. و عقیده داشتند که زنها در مسائل سیاسی باید ورود کنند که مایه اخلاق قوی سیاست با ورود زنان بالا می رود.

از نظر روانشناسان عوارض روحی ناشی از محرومیت هایی با منشأ قبلی و هر کس بدون زن به خواسته های خود برسد یعنی دچار فقدان لذت می شود. زیرا لذت در محرومیت است.

از آثار دیگر بی حجابی تجاوز بیشتر نسبت به هم و همچنین بیماری و بی بندوباری و روابط نا مشروع و خیلی از مسائل زشت دیگر را دارد. نتیجه آزادی زن و بی حجابی ، عدم جذابیت و اضطراب ، خشونت، غمار ، تیره و تار بودن دنیا، نا امیدی ، افسردگی، رفتار ضد اجتماعی، نداشتن انگیزه و جسارت را برای مردم بدنبال دارد. نتیجه می گیریم که جامعه غیر اسلامی ، جامعه ایی پر از فساد و هرج و مرج و بی بند و باری و جامعه ایی نا سالم است و جامعه اسلامی جامعه ایی سالم و با نشاط و روابط دوستانه و آرام است.

معرفت جو:

رابعه توحیدی کلورزی

استاد مربوطه : استاد فتحی

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.