حدیث روز
امام علی (علیه السلام) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۲۵ مهر , ۱۴۰۰ 11 ربيع أول 1443 Sunday, 17 October , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 187 تعداد نوشته های امروز : 15 تعداد اعضا : 8 تعداد دیدگاهها : 2×
سبک زندگی
04 آذر 1399 - 11:49
شناسه : 721
0

نویسنده: فاطمه جوکار مقدمه برخی نیازهای آدمی جزبادین وخداباوری برآورده نمی شود باعقل صرف نمی شود زندگی دنیا را پیش برد وچاره ای جز مراجعه ی به دین نیست دین چون با فطرت انسان هماهنگ است نیازهای جسمی وروانی,دنیوی واخروی انسان بادین برآورده نمی شود از ۱۹۲۰ تا ۱۹۸۰ مدرنیته را راهگشای تمام مشکلات وبن […]

ارسال توسط :
پ
پ

نویسنده: فاطمه جوکار

مقدمه

برخی نیازهای آدمی جزبادین وخداباوری برآورده نمی شود

باعقل صرف نمی شود زندگی دنیا را پیش برد وچاره ای جز مراجعه ی به دین نیست

دین چون با فطرت انسان هماهنگ است نیازهای جسمی وروانی,دنیوی واخروی انسان بادین برآورده نمی شود

از ۱۹۲۰ تا ۱۹۸۰ مدرنیته را راهگشای تمام مشکلات وبن بست های بشر می دانستند اما در دهه های اخیر معتقدند معنویت دینی تنها نقطه ی امید برای تحول مثبت اجتماعی وراهگشای مشکلات بشر است.

اسلام برای همه ی بن بست ها راهکار تضمینی دارد.

تمدن دو بخش دارد

 1-حقیقی

 2-ابزاری

بخش حقیقی آن چیزهایی است که متن زندگی مارا تشکیل می دهد که همان سبک زندگی است

آنچه متن زندگی مارا تشکیل می دهد باید اسلامی باشد

اگر ما در سبک زندگی اسلامی پیشرفت نکردیم اگرچه در بقیه زمینه ها پیشرفت کرده باشیم نمی توانیم از مشکلات و بن‌بست ها بیرون بیاییم پس اصل بر این است که متن زندگی ما باید اسلامی باشد

 سبک زندگی اسلامی که آن را از غیر اسلامی متمایز می‌سازد باید بر دو مؤتلفه ی باورها و ارزش ها مبتنی شود

 باور مانند توحید که صرفاً یک اعتقاد و باور نیست بلکه یک روش زندگی برای انسان هاست یعنی خدا را در زندگی حاکم کردن. سبک زندگی اسلامی یعنی حاکم کردن خدا و توحید در زندگی که به حیات معنوی وحیات طیبه منجر می شود

من عمل صالحا من ذکرأوأنثی وهو مؤمن فلنحیینه حیات طیبه

خداوند در آیه ۲۲ سوره انعام می فرمایند آیا کسی که از نظر عقلی و روحی مرده بود و ما او را به وسیله هدایت و ایمان زنده کردیم و برای وی نوری قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم به درستی و سلامت حرکت کند مانند کسی است که در تاریکی های جهل و گمراهی است و از آن بیرون شدنی نیست این گونه برای کافران به خاطر لجاجت و عناد شان آنچه انجام می دادند آراسته شد تاگمان کنند اعمالی را که انجام می‌دهند نیکوست

 مقام معظم رهبری فرمودند حیات طیبه برای یک ملت به معنای برخورداری از رفاه و رونق مالی تامین امنیت پیشرفت علمی و عزت سیاسی و پیشرفت و استقلال اقتصادی همراه با آراسته شدن به اخلاق والای الهی تقوا و ایمان به خداست

اسلام پول و رفاه را همراه با ایمان و معنویت و پیشرفت اقتصادی را همراه با شکوفه های اخلاق و معنویت در جامعه می‌خواهد عزت رفاه پیشرفت مادی و معنوی اخلاق نیک و غلبه بر دشمنان فقط از طریق عمل به معارف قرآنی به دست می آید.

پیشگفتار

یاایها الذین آمنو استجیبو لله وللرسول إذا دعاکم لما یحییکم.

 ای مومنان اجابت کنید خدا و رسولش را زمانی که شما را دعوت می کنند به چیزی که شما را زنده میکند.

الا بذکرالله تطمئن القلوب.

 نتیجه سبک زندگی اسلامی و غایت آرامش است لازمه بندگی و قرب به خدا و قرآن آرامش سرور شادی و اوج نشاط است بالاترین شادی کجاست و شادترین موجود کیست ابوعلی سینا می گوید خدا شاد ترین و بالاترین شادی ها را دارد چرا که تمام کمالات و و کمالات را دارد پس تنها راه نجات انسان نزدیکی به خداست که راه رجوع به دین اسلام واقعی است و در صورت عدم تقلب و اعراض، غم و اندوه و افسردگی است.

چگونه زندگی بهتر و دنیای آبادتر داشته باشیم و اسلام چه راهکاری برای از بین بردن بن بست ها و گرفتاری ها دارد؟

الله الله فی القرآن لایسبقنکم بالعمل به غیرکم.

قطعا عمل به قرآن برای همه بشریت به ویژه مسلمانان راهگشاست.

خداوند تبارک وتعالی درقرآن کریم می فرمایند: وأتوالبیوت مت أبوابها

یعنی برای داخل شدن به خانه ها باید از در آن وارد شوید.

 قطعا این را همه می فهمند که برای وارد شدن به خانه ها باید از درب آن وارد شدن از پنجره از منظور و معنای آن چیست در واقع این آیه شریف می فرمایند هر کاری راهی دارد و انسان باید از راهش وارد شود اگر انسان برای رفع هر گرفتاری باید از راه خود وارد شود و علت همه بن بست ها و گرفتاری ها و مشکلات نشناختن راههای زندگیست.

امام جواد علیه السلام فرمودند:  کسی که راههای ورود را نشناسد راههای خروج او را خسته و ملول می کند.

مانند پروانه و خرمگسی که وارد خانه می‌شود و چون راه ورود و خروج را نمی‌داند به گمان اینکه پنجره راه خروج است آن قدر سرش را به پنجره میزند تا همان جا می‌افتد پس علت همه خستگی ها نشناختن راه ورود و اشتباه رفتن است.

 ائمه وأتوالبیوت من أبوابها را اینگونه معنا کرده اند:

  کسی که از راهش وارد شود نمی لغزد و اگر به قصد راه چاره در پیش رو دارد کار باید از راهش وارد شود از مسیر و راه خودش امام باقر علیه السلام در معنای این آیه فرمودند در هر کاری باید راهش را پیدا کنیم کسب معارف دینی هم در بدارد رضا پیامبر فرمودند مدینه العلم و علی بابها من شهر علمم و علی درب آن است و هر کس بخواهد وارد این شهر شود باید از درب آن وارد شود حتی دعا کردن و عبادت کردن نیز راه خودش را دارد

خداوند فرمودند:  أنی أحب ان أطاع من حیث أرید.

 امام علی علیه السلام فرمودند یک سجده ی  شیطان چهار هزار سال طول می کشید ولی کبروتکبرش  باعث شد از راهی که خداوند امرکرده وارد نشود و همه اعمال خود را حبط کند.

وأتوالبیوت من أبوابها دو درب دارد.

 1-ایجاد تغییردرتفکر ونفس وذهن

 2-تقوا

إن الله لا یغیر مابقوم حتی یغیرو ما بأنفسهم.

آماده است خدا هیچ چیزی را برای قومی تغییر نمیدهد تا اینکه آنها خودشان را تغییر دهند یعنی زندگی ما تغییر نمی کند مگر اینکه خودمان ذهنمان و نفسمان تغییر کند که تغییر در تفکر از خیر به شر بدبختی و تغییر در تفکر از شر به خیر خوشبختی به دنبال دارد.

علامه طباطبایی ذیل آیه ۱۱ سوره رعد می فرمایند: یعنی میان تمامی حالات انسان و اوضاع خارجی چه از جانب خیر و چه از جانب شرق یک نوع تلازم هست یعنی میان حالات روحی انسان با اوضاع خارجی تلازم وجود دارد.

 امام علی علیه السلام در نامه ۳۱ نهج البلاغه فرمودند: هرگز از تغییر اجابت دعا ناامید مباش زیرا بخشش الهی به اندازه نیت است و در جای دیگر فرمودند:

برای چیزهای کوچک که کراهت دارید جزع و فزع نکنید زار نزنید از زندگی که شما را در بدبختی و کراهت های بیشتری گرفتار خواهد کرد

کسی که اظهار فقر کند فقیر خواهد شد پس بین ذهن اراده و نیت و واقعیت خارجی رابطه علّی و معلولی است زندگی خارجی ما را نیت و اراده و یقین ما تشکیل می دهد خداوند چیزی از واقعیت خارجی زندگی ما را از خیر و شر و خوشبختی و بدبختی تغییر نخواهد داد مگر آنچه که در درون ماست تغییر کند نگاه ما به خدا خوشبینی ایمان آوردن امید اراده مثل تبدیل شراب به سرکه واقعیت زندگی ما را تغییر خواهد داد مثلاً خود را به هم زدن شما را حل می کند خود را به فقر زدن شما را فقیر می کند خود را به مریضی زدن شما را مریض می کند چنانچه امام علی علیه السلام فرمودند اگر حلیم نیستی خودت را به حلم بزن و در جای دیگر فرمودند کمند افرادی که خودشان را شبیه گروهی دربیاورند و شبیه آن گروه نشوند

رابطه نیت و ذهن واقعی در قانون روانشناسان:

 ۱- قانون انتظارات:

هرچه را انتظار می کشید سرت می آید اگر انتظار زندگی خوشبخت داشته باشی حتما خوش بخت خواهی شد و برعکس.

  2-قانون اعتقادات:

 هرچه اعتقاد داشته باشید درست یا نادرست بادقتی حیرت آور به عینیت در می آید همچنان که توبه باعث شد شراب به سرکه تبدیل شود افکار و اندیشه‌های مامی‌تواند پدیده‌ های زندگی ما را بسازند و هر آنچه را تصور کند می‌تواند به آن برسد. قاعده دوم راه کلی رسیدن به سعادت و خوشبختی که ربطی به ذهن اراده و نیت ندارد تقواست

 آثار تقوا:

 1-خروج از بن بست ورزق حیث من لا یحتسب.

ومن یتق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لا یحتسب.

 کسی که تقوای الهی پیشه کند خداوند او را از بن بست ها خارج کرده و از جایی که گمان نمی‌برد او را روزی می‌دهد یعنی کسی که تقوای الهی پیشه کند خداوند به او روزی می دهد که قدمی برای آن بر نداشته است و تلاشی نکرده است و کسی که تقوای الهی را پیشه کند دست خدا را در زندگی خود می بیند و حیات جدید می گیرد و نشاط و شادمانی  در زندگی اش حاکم می شود مسلما چنین شخصی اراده‌اش محکم می‌شود و ایمانش قوی می گردد.

أوصیکم بتقوی الله العظیم فإن الله قدجعل للمتقین المخرج مما یکرهون.

خداوند برای متقین راه خروج از آن چیزی که خوشش نمی آید و کراهت دارد را قرار داده است

 2- فراموش کردن خود: ولا تکونو کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم مثل کسانی که خدا را فراموش کرده اند نباشید اگر خدا را فراموش کردید باعث میشود انسان خودش را فراموش کند و منافع دنیوی و اخروی خود را تشخیص نخواهد داد زندگی چنین انسانی جهنم می شود و چنین شخصی مثل دیوانگان  وسفیهان زندگی خواهد کرد.

 و من یرغب عن ملة ابراهیم حنیفا إلا من  سفه  نفسه وکیست که از آیین ابراهیم رویگردان شود جز کسی که خویش را به نادانی و سبک مغزی زند.

  3-ضمانت خداوند به تغییر از مکروه به محبوب  

  4- اطاعت دنیا و آخرت پیامبرصلی الله فرمودند صفتی هست که اگر در کسی باشد دنیا و آخرت  مطیع او می‌شوند و از بهشت بهره‌مند می‌شود عرض کردند این خصلت چیست یا رسول الله؟ پیامبرفرمودند: تقوا. کسی که بخواهد نزد مردم عزت داشته باشد تقوای الهی پیشه کند سپس پیامبر این آیه را تلاوت فرمودند و من یتق الله یجعل له مخرجا.

 5-برآورده شدن نیازها  

 6-تشخیص مصلحت و حفظ انسان در پرتوتقوا  

 7-رابطه ی اعمال حسنه وسیئه باحوادث  

قرآن کریم در آیه ۱۱۲ سوره نحل می‌فرماید و خداوند اصلی زده است مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهل در آسایش اطمینان زندگی می‌کردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها می رسید تا آنگاه که اهل آن شهر نعمت خدا را کفران کردند خدا هم به موجب آن کفران و معصیت طعم گرسنگی و ناامنی و ترس و بیمناکی را به آنها نشان داد

تذکرات

   1- امتحان خدا  

اگر انسان بخواهد سمت خدا حرکت کند سختی ها امتحانات و إبتلائاتات شروع خواهد شد و زمینه گناه برایش فراهم می شود تا برای خود انسان روشن شود که چه قدر مرد عمل است چنانچه خداوند  در آیه ۹۴ سوره مائده می فرمایند ای کسانی که ایمان آورده اید خداوند شما را با چیزی از شکار می آزماید شکار هایی که به قدری به شما نزدیک می شوند که حتی با نیزه و دست می توانید آن ها را شکار کنید

  2- دل کندن مقدمه ی رسیدن

 امام علی علیه السلام فرمودند اگر به دنیا پشت کنی دنیا سمتت می آید و به تو رو می کند

۳- وقتی بخواهی سمت خدا بروی شیطان در کمین شماست شیطان همیشه در کمین رهروان راه حق است.     

۴- فرق است بین پاداش کفار و مومن.جزای مؤمن دردنیا وثوابش برای آخرت وجزای کافر در آخرت وثوابش دردنیا

علامات تقوا  

امام صادق علیه السلام فرمودند: گریه آنها شما را فریب ندهد نگاه نکنید به طول رکوع و سجده های طولانی که دارد چه بسا که عادت کرده که رکوع و سجده طولانی کند و ما بنگرید به صدق حدیث و امانتداری آنها دراین حدیث منظور سبک شمردن نماز و قران و غیره و بجا نیاوردن آنها نیست بلکه در واقع می‌خواهند نمازی که برای خودنمایی کردن است  را رد کند یا گاهی هم اهل ریانیست نماز هم خوب می خواند اما وقتی در امانت خیانت می کند و یا در گفتارش صادق نیست این نمازی که او را از بدی‌ها حفظ نکرده نماز حقیقی نیست بلکه از روی عادت است.

صدق نشانه ایمان راستین و تعهد واقعی به خدا و ارزش‌های متعالی است.

خداوند با راستگویان و صادقان است و حقیقت ایمان در صداقت داشتن است حتی اگر به ضرر تو تمام شود.

دومین رکن برای یک انسان درستکار امانت داری اوست. چنانکه در روایت داریم که راس دین و قوی ترین ستون ایمان در راستگویی و صدق حدیث است دروغ گفتن حاصل ذهنیت ناپاک است.

شخصی نزد پیغمبر رسید و پرسید من چه عملی انجام دهم که من را به بهشت ببرد؟ پیامبر نیز فرمودند: راست بگو وقتی انسان راست گوید به مقام ابرار می‌رسد کسی که به مقام ابرار برسد به خدا و روز قیامت ایمان می آورد و کسی که ایمان بیاورد وارد بهشت میشود.

 پیامبر فرمودند کسانی که در سخن گفتن راستگوتر و در ادای امانت مواظب تر و در عهد و پیمان با وفا تر و در اخلاق نیکو تر و با مردم صمیمی تر هستند در قیامت به من از همه نزدیک ترند

لن تنالوالبر حتی تنفقو مما تحبون

 خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرمایند

 به مقام ابرار نمی رسید تا این که انفاق کنید و انفاق نیز باید از مال حلال باشد.

پایه قرآن و دین به مال حلال است مال که حرام و شبهه ناک شد دروغ هم می آید و آدم دروغگو دست به هرکاری خبیثی می‌زند پس برای راستگویی و پاکی و بر باید به جسم و روح غذای حلال داد.

 امام صادق علیه السلام فرمودند: حقیقت عبودیت که اولین درجه تقواست در سه چیز است اینکه بنده خدا برای خودش درباره آنچه را که خدا به وی سپرده است مالکیتی نبیند چرا که بندگان دارای ملک نمی باشند همه اموال را با خدا میبیند و در آن جایی که خداوند ایشان را امر نموده است که به نظر می گذارند و این که بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند و تمام مشغولیات در آن منحصر شود که خداوند او را بدان امر نموده است و یا از آن نهی فرموده است.

 پیامبر صلی الله فرمودند:

 هر امتی گوساله سامری دارند که آن را می پرستند و گوساله سامری امت من درهم و دینار است.

اثرات انفاق :

 1-احساس ثروت و تمکن: بخشش برای کسی است که تمکن دارد پس شما احساس دارایی خواهی کرد و احساس دارا بودن همان و  دارا شدن همان

 امام علی علیه السلام فرمودند: وقتی فقیر شدید با خداوند تجارت کنید با صدقه و انفاق دادن.

 با انفاق احساس درون تغییر خواهد کرد احساس ثروت و تمکن خواهی کرد عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتر خواهد شد و احساس کرامت.

امام علی علیه السلام فرمودند: انسان با تقوا خیر زیاد خودش را کم می بیند و خیرکم دیگران را زیاد می بیند انسان کریم کم دیگران را شکر گذار است و انسان لئیم خوبی زیاد دیگران را نمی بیند و کفران می کند

 2- احساس خیرخواهی و دلسوزی  

۳- احساس قدرت

 4- احساس لذت و خوشی بخاطر رفع نیاز دیگران

 5- احساس نزدیکی به خدا و خوبی ها

  6- تمرین دل کندن از مال و دیدن دیگران

شرایط انفاق :

ایها الذین آمنو أنفقو من طیبات ما کسبتم ومما أخرجنا لکم من الأرض ولا تیممو الخبیث منه تنفقون ولستم باخذیه الا أن تغمضوفیه واعلمو ان الله غنی حمید.

۲۶۷ بقره

ای اهل ایمان انفاق کنید از بهترین آنچه اندوخته اید و از آنچه برای شما از زمین می رویانیم و بد ها را برای انفاق در نظر نگیرید در صورتی که خود شما جنس بد را نستانید مگر آنکه از بدی آنها چشم پوشی کنید و بدانید که خدا بی نیاز و ستوده صفات است.

پیام های آیه ۲۶۷ سوره بقره:

 1- هدف از انفاق رهایی از بخل است نه رهایی ازاشیای بی ارزش و نامطلوب  

 2- در انفاق تفاوتی میان پول نقد یا کالا نیست

 3-بخشش بادآورده ها مهم نیست بلکه بخشش از دسترنج دارای ارزش است

 4- در انفاق باید کرامت محرومان محفوظ بماند

  5- نه تنها از چیزهای ناپاک و پست انفاق نکنید بلکه به فکر آن نیز نیفتید

 6- وجدان انسان بهترین معیار برای شناخت پسندیده و ناپسند است هر آنچه را می پسندی که تو انفاق کند شایسته است که انفاق کنید و اگر آن را دوست نمی داری شایسته انفاق نیست.

 7- هر فرد ثروتمندی احتمال فقیر شدن خود را بدهد شاید روزی دست دهنده شما دست گیرنده شد.

  8- گرفتن مال نامرغوب نشانه رضایت فقرا نیست بلکه نشانه استیصال آنان است

  9- اثر انفاق به خود شما بر می گردد  وگرنه خداوند غنی و بی نیاز است

  10- قضای الهی همراه با کمالات و محبوبیت است

 پس از شرایط مهم انفاق عبارتند از

  1- از آن چیزی که دوستش داری انفاق کنی

  2- چیزی که انفاق می کنی از مال حلال باشد و در راه حلال هم انفاق شود.

  3- انفاق باید احترام آمیز باشد نه ترحمی.

 امام باقر علیه السلام فرمودند: فقیر هدیه خداوند است و غنی پس اگر حاجت او را برآورده کرد هدیه خدا را قبول کرده و اگر حاجت او را برآورده نکرد هدیه ی خدا را رد کرده است.

  4- انفاق چه در تنگدستی و چه در دارایی باشد.

الذین ینفقون فی السراء والضراء یعنی بشتابید به سوی مغفرتی از پروردگارتان و بهشتی که برای متقین مهیا شده است.

حال متقین چه کسانی هستند؟ کسانی که انفاق می کنند در موقع تنگدستی و دارایی.

 5- انسان خودش رامالک نداند.

وأنفقو مما جعلکم مستخلفین فیه.

انفاق کنید از آنچه خداوند شمارادرآن خلیفه قرارداده است

آثار انفاق و عدم انفاق

  1- صد درصد خداوند مالی را که انفاق می کنید بازمیگرداند پس ثروتمند باشی یا فقیر انفاق کن موثرترین راه برای ثروتمند شدن و نجات از فقر انفاق کردن است  خداوند در قرآن می فرماید: هر آنچه شما انفاق کنید پس آن بر می‌گردد و خداوند جایگزین می کند

آیه۲۷۲ سوره ی بقره فرمودند:

هرآنچه انفاق کنید تمام وکمال به شما بر می گرداند.

وما تنفقو من خیر فلانفسکم

هرآنچه ازخیر انفاق کنید برای خودتان است.

  2- رشدونمو می دهد

یربی الصدقات ۲۷۶بقره

به مال انفاق شده ربا می دهد یعنی چند برابر می کند

  3- انفاق نکردن باعث می شود مالی که باید انفاق میکردی از دست برود آن هم در راه حرام

 امام باقر علیه السلام فرمودند: انفاق کن و یقین کند خدا جای‌گزین می‌کند هیچ بنده ای در راه خدابخل نورزیده است مگراینکه چند برابر آنرا درراه سخط خدا خرج خواهد کرد.

  4- انفاق و شفای جسم

 امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: هیچ چیزی در درمان مریضی ها از صدقه سریعتر نیست و هیچ چیز بهتر از صدقه در درمان بیماری نمیابی

  5- حد کفاف: یعنی در حد نیاز داشتن نه فقر و نه ثروت.

حد کفاف به معنای فقیر بودن نیست و در زمان های مختلف فرق دارد گاهی غنا و فقر مضمون دانسته شده است و آن زمانی است که بیش از حد کفاف داشتن است که می‌فرمایند چنین شخصی یک آرامش ندارد دو محبتش نسبت به پیغمبر کم است سه حقوق دیگران را نداده است امام صادق علیه السلام فرمودند هر کسی که اکتفا کند به حد کفاف به اوج آرامش در دنیا می رسد از دنیا در حد کفاف بردار و رها نکن دنیا را که هیچی نداشته باشی و سربار مردم شوی به گونه‌ای هم وارد نشد که ورودت به ضرر آخرتت باشد که منظور ثروتمند شدن است یعنی نه غنا و فقر بلکه در حد کفاف امام صادق علیه السلام فرمودند مومن نسبت به مومن هفت  حق واجب دارد از جمله اگر بیش از حد کفاف داشتی حق فقیر در مالت را بدهید والمؤاسات له فی ماله  

سماعة بن مهران از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود خداوند عزوجل در اموال ثروتمندان حقی برای فقیران و تنگدستان قرار داد که با به جای آوردن آن از آنان تعریف و تمجید نخواهد شد که همان زکات است به وسیله زکات از ریخته شدن خون شان جلوگیری می کنند و به وسیله آن مسلمان نامیده شده اند ولی در عین حال خداوند عزوجل در اموال ثروتمندان حقوقی غیر از زکات نیز معین کرده است و می فرماید و الذین فی اموالهم حق  معلوم چیزی غیر از زکات است و آن چیزی است که شخص در مال خویش معین می‌کند که باید با توجه به توانایی و دارایی خویش تعیین شود این چیزی که بر خود واجب دانست که به جای آورد اگر بخواهد می‌تواند هر روز و یا هر جمعه و یا هر ماه آن را به جای آورد. از امام صادق علیه السلام روایت است که حق معلوم  زکات نیست بلکه مقدار معلومی است که به فقرا انفاق می کنند حال سوالی که مطرح می‌شود این است که چقدر باید بدهند؟

یک بحث از طرف کسی است که پرداخت می‌کند یک طرف کسی که سائل و محروم است.

 امام صادق علیه السلام بعد از اینکه فرمودند حق معلوم لیس من الزکاة  فرمودند آن چیزی است که مرد بر خودش واجب می کند که بپردازد واجب است  حق معلوم فقیر را به اندازه وسع و طاقت و توانایی اش اندازه بگیردو اما از جهت فقیر به کسی که به او پرداخت می‌شود فرمودند به اندازه ای باید بدهید که هر نیازی دارد برطرف شود یعنی حد کفاف.

امام علی علیه السلام فرمودند خداوند سبحان روزی بینوایان را در اموال ثروتمندان قرارداد پس هیچ فقیری گرسنه نماند مگر به سبب سرباززدن ثروتمندان از دادن حق محرومان. خداوند بزرگ ایشان را بر این امر بازخواست خواهد کرد.

روش صحیح در انفاق کردن

رسول خدا صلی الله فرمود ند کسی که چند دانه خرما یا چند قرص نان یا چند دینار دارد و می‌خواهد آن را انفاق کند در درجه اول باید بر پدر و مادر خود انفاق کند در درجه دوم بر خودش و زن و فرزندش در درجه سوم برخویشاوندان و برادران مومنش در درجه چهارم بر همسایگان فقیرش و در درجه پنجم در راه خدا به مصرف رساند.

 خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم در آیه ۶۷ سوره فرقان می‌فرمایند بندگان شایسته خداوند رحمان آنانی هستند که در مقام انفاق و بخشش نه اسراف و زیاده روی می کنند و نه تفریط و تنگدستی بلکه راه اعتدال و میانه را پیش می گیرند.

خداوند در آیات زیادی از قرآن از اسراف و تندروی در بذل و بخشش نهی می کند درست همانطور که از بخل و تنگدستی

قرآن برای این کار حد وسطی را تعیین کرده است نه اینکه انسان هرچه دارد به دیگران ببخشد و خودش تهیدست بماند آنگاه دست به دعا بردارد که خدایا به من روزی بده خداوند تبارک و تعالی در سوره اسراء آیه ۲۹ می فرمایند و دستت را بخیلانه بسته مدار که از انفاق در راه خدا با زمانی و به طور کامل هم دست و دلباز مباش که چیزی برای معاش خود باقی نماند که در نهایت نزد شایستگان نکوهیده و در زندگی خود درمانده گردی پیامبر صلی الله فرمودند خیر مومن در گرو  این نیست که حتماً فقیر و تهیدست باشد خیر مومن به ایمان او بستگی دارد زیرا در هرحالی باشد چه فقیر و تهیدست و چه ثروت و بی نیازی می داند وظیفه ای دارد و آن وظیفه را به خوبی انجام می‌دهد. پیامبر خدا صلی الله فرمودند مالی که کم باشد و در حد کفاف باشد بهتر از مالی است که زیاد باشد و انسان را از یاد خدا غافل کند و در ادامه می‌فرمایند خدایا به محمد و آل محمد در حد کفاف روزی بده خدایا بحق محمد و آل محمد و کسانی که محمد و آل محمد را دوست دارند در حد کفاف روزی بده و به کسانی که بغض محمد و آل محمد را دارند مال و فرزند بده پس مشخص است که حد کفاف برای ما بهتر است که پیامبر برای خود و اهل و محبین شان در حد کفاف دعا می فرمایند و برای دشمنانشان زیادی مال دعا می فرمایند.

آثار حد کفاف :

  1- ثروت طغیان به دنبال دارد ابوبصیر در دعایی که از امام جعفر صادق برای  طلب روزی روایت کرده اند و آن حضرت نیز فرمودند این دعای علی بن الحسین علیه السلام است فرمودند خدایا من از تو درخواست می کنم حسن معیشت یعنی حد کفاف، معیشتی که با آن هر آنچه نیاز به حاجت دارم برآورده شود و به آن در زندگی بی آنکه در فراوانی نعمتم قرار دهی تا طغیان کنم یا به آن تنگ گیری تا بدبخت شوم از روزی حلالت بر من وسعت بخش و بر من از ریزش فضلت از نزد خود نعمت کامل و اعطای بی منت عطا کن و مرا به فراوانی آن از شکر نعمت غافل مکن که زیبایش سرگرمم سازد و خوش رنگی های شگفت انگیزش دلم را برباید و با کم دادنش به من که از زحمت در به دست آوردنش عملم ً برای خدا ضعیف گردد.

   2- امام علی علیه السلام فرمودند هرکس به اندازه معاش اکتفا کنند با آسایش و راحتی دست یافت و وسعت آرامش را به دست آورده است و دنیا پرستی کلید رنج و بلا و مرکز سختی است

  3- بین معنویت بالا و آرامش رابطه مستقیمی است هرچه معنویت بالاتر رود آرامش بیشتر می‌شود و معنویت پایین‌تر رود آرامش شما مختل شده و جای آن را اضطراب و افسردگی می گیرد اطمینان با معنویت بیشتر می‌شود یعنی همان نفس مطمئنه

  4- حرص: به مقداری که معنویت کم شود حرص بیشتر و به مقداری که حرص بیشتر شود معنویت کمتر. امام صادق علیه السلام فرمودند هیچ بنده ای را نداریم که خداوند دری از نعمت به روی او بگشاید الا اینکه به همان اندازه حرص او هم زیاد خواهد شد رابطه ی دنیا و آخرت رابطه مغرب و مشرق است یک قدم به سمت مغرب بروی یک قدم از مشرق دورشدی یک قدم به سمت دنیایک قدم از آخرت و معنویت دور خواهی شد یک قدم حرص بیشتر شود یک قدم معنویت کمتر خواهد شد پس اگر به حد کفاف اکتفا کنی و انفاق کنید حرصت کمتر آرامش وسکونت در زندگی بیشتر معنویتت بیشتر و آخرتت آبادتر خواهد شد

 5- تشتت امور

امام صادق علیه السلام فرمودند کسی که صبح شرکت کند در حالی که بزرگترین هم و غمش دنیا باشد خداوند تبارک و تعالی بین چشمانش می نویسد فقر را و به آن مقداری که از دنیا خدا برایش قسمت کرده نمی رسد و برعکس هر کس صبح و شب کند در حالیکه بزرگترین غمش آخرت باشد خداوند تبارک و تعالی بی نیازی را در دل او قرار می دهد امورش با هم جمع و جور میشود

 6- حد کفاف که نشانه عقل و نبوغ انسان است سلامتی دین را در پی دارد

امام صادق علیه السلام فرمودند  هشام کسی که بخواهد بی نیاز باشد بدون اینکه مالی داشته باشد و قلبش  از حسادت راحت شود و سلامت دردین پیدا کند باید گریه و زاری کند و از خداوند بخواهد در حاجت هایش که عقلش را کامل کند کسی که عقل داشته باشد قانع می شود به حد کفاف و برعکس کسی که عقلش کامل نباشد به حد کفاف قانع نیست  وسلامت دردین ندارد و حسادت درونش غوغا می‌کند  احساس فقر می‌کند و مطلقا روی خوش و احساس راحتی و خوشبختی نمی کنند

  7- کفاف نشانه زهد است  

شرح حدیث معراج آیت الله مصباح ای پیامبر اگر می‌خواهید باور ترین مردم باشی زهد در دنیا داشته باش و رغبت به آخرت

فرمود: خدای من چگونه زهد در دنیا داشته باشم؟ خداوند فرمود: اگر میخواهید زهد داشته باشی باید کفاف داشته باشی در خوردن و نوشیدن وپوشیدن و به حد کفاف اکتفا کنی

 8- کفاف و کفایت عمل کم:  به حد کفاف قانع باشی خداوند به عمل کم تو راضی است اما اگر به حد کفاف قانع نبودی عمل تو هم باید بیشتر باشد.

امام رضا علیه السلام فرمودند: کسی که قانع نباشد به روزی کم کفایت نمی‌کند او را از عمل مگر زیاد کسی که کفایت می‌کند اورا رزق کم پس اورا کفایت می کند عمل کم

  9- زهد یاری کننده ترین اخلاق در دین

به تعبیر مقام معظم رهبری ثمره ی  زهداین است که به کم اکتفا کنی

 10- کثرت مال و اتمام حجت: امام صادق علیه السلام فرمودند به مقداری که مالت زیاد شود حجت خداوند بر علیه تو زیادتر می شود اگر میتوانید و قدرت دارید که مال زیاد را از خود دور کنید این کار را انجام دهید فرمود چگونه این کار را انجام دهیم یا رسول الله فرمود حوائج برادران دینی تان را با این ها برطرف کنید

 کسی که به حد کفاف قانع شود کمک می‌کند که انسان بیشتر به یاد معاد بیفتد

فوق کفاف و بال گردن انسان است هر بنایی که در حد کفاف نباشد و بیش از حد کفاف باشد روز قیامت و با ل صاحبش خواهد بود

خداوند تبارک و تعالی را سرزمین هایی است به نام انتقام گیرنده که هرگاه خداوند به بنده ثروتی دهد واو حق خداوند عزوجل  را از آن نپردازد خداوند یکی از آن سرزمین ها را بر روی مسلط می گرداند واو آن ما ل را در آنجا بر باد دهد و آنگاه  بمیرد و آن را از خود باقی گذارد

  11- کفاف و حب پیغمبر: پیامبر فرمود خداوندا کسی که مرا دوست دارد در حد کفاف به اوروزی ده  

ای اباذر من از خدا خواستم کسی که مرا دوست دارد زندگی اش را در حد کفایت قرار دهد

فریبنده ترین ارزشیابی جامعه ی مدرن این است که بیش از دیگران داشته باشی, که همین عامل خود می شود عاملی برای سلب آرامش,چرا که همیشه هستند کسانی که بیشتراز ما دارند

مادی گرایی با عدم خوشبختی قرین است

آرزوی بیشتر آدمی را آشفته می کند,چون مجبور است بیشتر کار کندوپس از مالک شدن مجبور است نگهداری کند

مادی گرایی سعادت انسان را تضعیف می کند

مهمترین عوامل مادی گرایی ومصرف گرایی(مصرف زدگی ) عبارتند از

  1- لذت جویی

 2- ارزشیابی درستی از عمر نداشته باشد

 3- چشم وهم چشمی ونگاه به بالاتر

 4-عدم مشارکت در فعالیت های اجتماعی

 5- نشست وبرخواست با اغنیاء

تبعات مصرف گرایی عبارتند از :

  1- زیستن هدف می شود نه نردبان

 2- زندگی جمادی داشتن(نگاه ابزاری به دیگران داشتن)

  3- سنگدلی نسبت به همنوع

پذیرش حق

پذیرش حق یکی از بهترین مصداق های تقواست

مصداق های تقوا عبارتند از

 1- صدق

 2-انفاق

 3-اکتفا به حد کفاف

 4- پذیرش حق

رسول خدا صلی الله  علیه وآله فرمودند:باتقواترین مردم کسی است که حق یگوید به نفعش باشد یا به ضررش

وقتی از امام سجاد علیه السلام از حقیقت جمیع شرایع سؤال شد فرمودند 

قول الحق والحکم بالعدل والوفاء بالعهد.

مقابل حق کبر است

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند ای اباذر کبراین است که حق را ترک کنی وبه غیر حق رو کنی وبه سراغ غیر حق بروی.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.